ابراهیم ادهم و توانگر بی ادب

آورده اند که وقتی ابراهیم ادهم در طوافگاه یکی را دید از توانگران مشهور که بر اسبی نشسته بود و طواف می کرد . آن حالت او را منکر نمود [ در نظرش ناپسند و زشت آمد ] .

چون حاجیان از مکه باز گشتند ،  آن مرد از قافله در بادیه جدا ماند . اشرار و عربان اسب او بستدند . و او را بیچاره و برهنه کردند .  پیاده در بادیه همی رفت . ابراهیم ادهم او را بدان حال دید ؛ گفت : هر که بی ادبی کند و در جایی چنان ، که همه پیاده روند ، او سوار باشد ، او را در بیابان پیاده باید رفت .